الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
77
شرح كفاية الأصول
و السّر فى ذلك . . . [ فرق بين مخصص لفظى و لبى ] مصنّف در اين عبارت ، علّت تفاوت بين مخصّص لفظى منفصل و مخصّص لبّى كه مانند منفصل است را بيان مىكند ، و مىگويد : در مخصّص لفظى منفصل ، مولا دو حجّت مستقلّ را به عبد القا كرده و مثلا گفته است : « أكرم العلماء » ( حجّت عامّ ) و « لا تكرم فسّاق العلماء » ( حجّت خاصّ ) و چون هر دو حجّت ، لفظىاند بين آنها تزاحم شده و در نتيجه نسبت به مواردى كه يقين به خروج آنها است ، حجّت خاصّ از باب تقديم نصّ بر ظاهر يا أظهر بر ظاهر ، بر عامّ مقدّم مىشود . و امّا نسبت به موارد مشكوك ، همچنان تزاحم باقى مىماند و شبهه ، هم شبههء مصداقيّه خاصّ بوده و هم شبههء مصداقيّه عامّ و در چنين فرضى ، اصل عملى مرجع قرار مىگيرد . امّا در مخصّص لبّى كه مانند منفصل است ، از مولا فقط يك حجّت ( يعنى عامّ ) القا شده است كه ظهور اين عامّ نشان مىدهد مولا ، عموم آن را اراده كرده است و لذا تا وقتى كه يقين نشود موردى از تحت اين عامّ خارج است ، همچنان تحت عموم عامّ باقى مىماند . مثلا اگر مولا بگويد : « أكرم جيرانى » ، چون « جيران » جمع مضاف به ياء متكلّم است ، افادهء عموم مىكند و شامل تمام همسايههاى مولا مىشود . در اينجا مولا فقط همين حجّت عامّ را القا كرده و به واسطه حجّت ديگر ، آن را تخصيص نزده است ( مثلا نگفته است : لا تكرم الاعداء من جيرانى ) ، امّا عقل حكم مىكند كه مولا قطعا همسايههايى را كه با او دشمن هستند ، اراده نكرده است و لذا به سبب مخصّص لبّى و حكم عقلى ، از تحت عموم اكرام همسايهها ، خارج مىشوند . پس در اينجا به حكم عقل ، همسايههايى كه دوستى آنها با مولا معلوم است ، داخل عموم « أكرم جيرانى » است ولى همسايههايى كه دشمن مولا مىباشند ، از تحت اين عموم خارج مىباشند .